معرف ساخته آزادی مقدم (1357، کارشناسی ادبیات نمایشی)

پرده روی بالکن سعی می‌کند اندرونی دفتر را حفظ کند ولی اندرونی دفتر دوربین را محرم دانسته است و دارد تا می‌تواند نه از اسرار که از قصه‌هایش می‌گوید. دوربینی راحت که در تراز چشم نشسته است و هیچ سعی نمی‌کند تصویری درخشان ثبت کند. صبور است و با شکیبایی سر جایش آرام نشسته است تا آدم‌ها بیایند و بخواهند تا تنها نباشند و سروهمسری برای خودشان پیدا کنند.

ازدواج و همسرگزینی و به قول این روزها همسان‌گزینی زمانی فرآیندی شیرین بوده است و بخش عمده‌ای از فولکلور جای‌جای ایران درباره همین موضوع است. با پیچیده شدن روابط اجتماعی و نفوذ مشکلات اقتصادی در همه شئون زندگی و تعلیق و آویزان بودن ما ایرانی‌ها بین سنت جاافتاده کهن‌مان و تمنایی که برای مدرنیزاسیون و مدرن بودن داریم این سال‌ها تبدیل به یک معضل تلخ شده است. الآن حتی در روستاهای ایران نیز دختران تنها و بی‌شوهر مانده‌اند تکلیف شهرها و به‌ویژه شهرهای بزرگ که معلوم است (مستند تلخی سال‌های پیش درباره پیردختران روستاهای آذربایجان در جشنواره سینما حقیقت دیدیم)

معرف حکایت همین چیزهاست. سه زن در دفتری که از سرورویش طبقه متوسط بودن و پایین‌تر از آن بودن می‌بارد درجایی از این شهر که گفته نمی‌شود کجا، سعی می‌کنند دختران و زنان مجرد تنها را به جوانان و مردان مجرد معرفی کنند و برای خودشان اصولی هم دارند که پررنگ‌ترینش برگرداندن زنان مطلقه بر سر زندگی قبلی است.

تأکید این دفتر بر این است که زنان معرفی‌شده اهل روابط کوتاه و موقت نیستند و باز نکته چشم‌گیر ماجرا این است که یکی از همین سه زن درگیر رابطه لرزانی شده است و امیدوار است و کورسوی امیدی دارد که ماجرا را به دل‌خواه خود به ازدواج ختم کند. درواقع آن‌ها پرهیزی از رطبی که از دیگران منع کرده‌اند ندارند و این نکته طرفه‌ای است.

از کارگردان معرف شنیدم که هزینه‌ای که از متقاضیان گرفته می‌شود در حد کفاف هزینه‌های دفتر و چه‌بسا کمتر از آن است امری که متأسفانه در مستند نیست و حتتی یک گفت‌وگوی کوتاه تلفنی بین مدیر دفتر و یک متقاضی هست که بیننده را می‌تواند به این نتیجه برساند که این دفتر یک بنگاه انتفاعی است چیزی که از زبان یک مراجع مرد نیز شنیده می‌شود که دفتر را به بنگاه ماشین تشبیه می‌کند!

جایی از مستند دوربین به سالنی می‌رود که نزدیک به هشتاد زن و مرد مجرد حضور یافته‌اند تا دیگران را ببینند و چه‌بسا بپسندند. نمی‌دانم ابتکار این دفتر است یا بقیه دفاتر معرفی نیز این کار را می‌کنند یا نه؟ ولی از جملات کوتاهی که متقاضیان روی صحنه گفتند این معلوم می‌شد که آن‌ها چندان هم آگاهی کافی درباره کسی که می‌تواند زندگی با او را بپذیرند ندارند. همین ناآگاهی است که بخشی از سستی ازدواج‌های معاصر و آمار تلخ جدایی را باعث می‌شود.

فیلم با تصویربرداری محدود به چهاردیواری دفتر کوچک و با ترجیع‌بند محکم کردن پرده بالکن و خاکستری ماندن تصاویر سردی که با خنده و قهقهه گاه‌به‌گاه زنان دفتر و دل‌خوشی‌های کوچکشان ضمن شناساندن کی از ویژگی‌های اجتماع کلان ما توانسته است یک‌جور زندگی و کسب‌وکار کمتر دیده‌شده در سینمای ما را نشان دهد و در این کار که به‌راحتی می‌شد بداخلاقی کرد مؤدب هم مانده استحتی وقتی که از زبان یکی از کارکنان دفتر شنیده می‌شود که این دخترها چرا این‌قدر درس می‌خوانند؟ هجو نمی‌کند، مرثیه می‌خواند.

معرف از آن دسته مستندهاست که معلوم است جایزه نمی‌گیرند ولی دیدنی هستند و از حیث ساختاری آزارنده نیستند و از سوی محتوایی وقت بیننده را تلف نمی‌کنند و این امتیاز کمی نیست.

کارگردان: آزادی مقدم

پژوهشگر: آزادی مقدم

تصویربردار: آزادی مقدم

صدابردار: آزادی مقدم

صداگذار: انسیه ملکی

تدوینگر: آزاده سلیمانیان

تهیه‌کننده: آزادی مقدم

در کاتالوگ معرف به introducer ترجمه شده است ولی در خود مستند به broker ترجمه شده بود که نکته قابل‌تأملی است.