آقای حسین لامعی

سلام

پاییز 1379 مستندی به نام مناره‌های اصفهان ساختم. آن موقع درِ مناره زیار در شرق اصفهان باز بود و ما توانستیم تا نوک مناره بالا برویم. گلاب به رویتان آن بالا دیدیم کسی آمده است تَغَیُّط کرده و رفته است. ماحصل تغیط او خشک و بدرنگ و البته بی‌بو به خاطر مدت زیادی که گذشته بود همان‌جا مانده بود. این‌که چرا (مثلاً از سر اجبار بدن یا با انگیزه‌ای دیگر) کسی صدها پله برود بالای یک مناره مرتفع حدوداً چهل متری و خودش را خالی کند اهمیتی ندارد. مهم این است که مناره زیار نهصدسال است استوار و رعنا ایستاده است و هنوز هم و همیشه قشنگ است.

کلاژ 74 دقیقه‌ای قدیس که اسمش را گذاشته‌اند مستند و با پول مردم گرسنه‌ای که دل‌خوشی‌شان نود بوده است و آن را ازشان گرفته‌اند خریده‌اند و باز با همان پول پخشش می‌کنند (هزینه پخش این برنامه به گمانم بسیار بیشتر از پولی باشد که برای خریدش و سانسورش داده باشند) برای این‌که بگویند احمد شاملو آدم بدی بود و شعر مزخرف می‌گفت. خوب بعدش چه؟ نشنیده‌اند آن‌که غربال در دست دارد از پس قافله می‌آید؟

من دل‌بستگی خاصی به شاملو ندارم ولی حالم از کسانی که در تشت فاضلاب شنا می‌کنند بد می‌شود. خدا رحمت کند حضرت حاج اسماعیل دولابی را. فرموده بودند هیچ‌وقت توی زندگی گذشته مردم ناخن نزنید. بالاخره هر خاکی تویش یکی دو تا کرم هم دارد. شما گمان می‌کنی اگر بخواهی درباره حافظ شیرازی مستند بسازی نمی‌شود بدوبیراه بگویی؟ بروید حاشیه‌های شهید مطهری بر غزلیات او را بخوانید. بروید سعدی بخوانید لازم نیست حتی به تفاسیر مراجعه کنید. بروید مولوی بخوانید که امام آن را تفسیر ملّاجلال می‌خوانده است. گمانتان این است زندگی بی‌عیبی داشته اند؟ مگر خود شاملو که به فردوسی خدشه وارد کرد کجا را گرفت؟ مگر کسی یادش هست؟ شما ولی نمی‌توانی با کلاژت شعر شاملو را و خود شاملو را با پول من و بقیه به لجن بکشی و بعد تازه مظلوم‌نمایی کنی و بگویی فیلمم (کدام فیلم؟) را سلاخی کردند. من شاگرد آقای میرشکاک بودم. یعنی رسماً سر کلاسشان نشسته‌ام و از او نمره گرفته‌ام. خودم با دو گوشم از دو لب ایشان شنیدم که گفت کسی در فتوت و جوانمردی به احمد نمی‌رسیده است و مثالش را به نقل از مرحوم مشفق کاشانی زد نه مثلاً از نادر نادرپور. حالا شما برو ثابت کن شاملو آدم بدی بود و شعرش مزخرف است. باشد. این‌همه مردم که شعرهای او را از بر دارند (و حافظه جمعی مردم معیار خوب و بد و درست و غلط بودن شعر است) فهم خوب و بد شعر را نداشتند و شما با کلاژ بی‌ریختت (نه بدریختت، چون اساساً فاقد ریخت و فرم است) پته او را روی آب ریختی. خدا پدر بهمن مفید را رحمت کند. ما هم می‌گوییم زدی.