وقتی که بغض ابرها به گلوی مخاطب مینشیند؛ درباره "وقتی ابرها پایین می آیند کار معین کریم الدینی
معین جان!
وقتی که کاری را دوست داری؛ نه به خاطر این که تکنیک خیره کننده ای دارد و نماها چشمت را مینوازند و کاتها عجیب درست درآمدهاند و موسیقی، خوب سر جایش نشسته است و صدا چه کارکرد درستی داشته است؛ نه؛ وقتی کاری را دوست داری به خاطر این که از نمای هفتم هشتمش وقتی که نام "حسین" برده میشود و صدایش هم صدای رفیقت باشد که تو باشی؛ بغضی میچسبد بیخ گلویت و رهایت نمیکند تا وقتی که چراغهای سالن نمایش را روشن کنند و تو ببینی که دلت چه نرم شده است؛ وقتی این کار را دوست داری، چه باید بنویسم؟
ما و 53 کشور دیگر مسلمان نشین هستیم که به ما میگویند کشورهای اسلامی و البته اگر میگفتند مسلمان نشین، درست تر بود. از این 53 کشور که بیشتر از یک میلیارد نفر جمعیت دارند، بخش عمدهشان شیعه نیستند؛ تمام ماجراهای معنوی و مذهبی و فقهی شیعگی به کنار، برای ما ایرانیها که شیعگی را صورت بندی کردیم؛ ماجرا هویتی است. عربهایی که به میهن ما تاختند و تا هفت قرن باقی ماندند؛ چرب و شیرین ایران بسیار برشان مزه داد و این جماعت که تا پیش از ظهور پیامبر رحمت، به جز چند سروده درست ودرمان چیزی به تاریخ بشریت نیفزوده بودند؛ کارشان به جایی رسید که تاج کیانی طلب کردند و به نامشان خطبه میخواندیم و باجشان میدادیم و اگر فکر میکنیم که طاهریان و صفاریان و غزنویان و سلجوقیان و فلان و بهمانیان سلسلههایی ایرانیند, عمدهاش فریب دادن خودمان است که اینها متحدان و کارگزاران شام و دمشق و بغداد بودهاند واستثناهایش ناچیزترند از آن که بخواهیم؛ پررنگشان کنیم. تا این که مغولان به تدبیر شیخ بزرگ خواجه نصیر توسی؛ زحمتشان را کم کرد. نزدیک دو صد سال گذشت تا خردمندان سلسله صفویه فهمیدند که اگر بخواهند ملتی را که ما باشیم سرپا نگه دارند؛ نیاز است به ساختن هویتی متفاوت از جهان آن روز عربی-ترکی اسلام. پروژه ناتمام جمعیتهای کم شمار شیعیان دیلم و قم و کاشان را آنها تمام کردند. رسمیت دادن به تشیع، توانست استقلال ما را در برابر عربهایی که در همه قرون پس از اسلام ما ایرانیها را موالی خود میخواندند و باج و خراج میطلبیدند؛ تأمین کند و حفظ کند و میبینی که هنوز که هنوز است در هر فرصتی نیش خود میزنند و زهر خود میپاشند و روشنترینش کشتن 240 هزار تن از ما بود در جنگ با عراق که همهشان بودند و در اسارتگاههای ایران از دهها کشور عربی و افریقایی عرب مزدور دیده میشد.
پس میبینی که شیعگی نزد ما ایرانیها، مسئله ایست هویتی. و این تازه بیشتر به امر دنیامان میآید و خدا مرا ببخشد که این قدر خاکی و زمینی ماجرا را دیدم.
ماجرا اگر میل به آسمانها باشد که از زبان اهلش شنیدنی است.
خلاصه کلامم این که برنامه سازی برای تحکیم و گسترش هویت ملی ما وابستگی تامی دارد با تشیع. حال اگر مرزهای هویتی ما در بیرون از خاک میهنمان گسترده باشند که یافتهاند؛ نشان دادن این گسترش و هویت منتشر برای تقویت روحیه ملی ما بسیار مؤثر است و از این جاست که این مستند، بسیار اهمیت مییابد.
اما شیعگی بیش از هر چیز به محبت پیشوایانش است که برپاست و این محبت را هوشمندانه جامعه شیعی؛ نمایشی کرده است و این نمایشها در عالَم کوچک شیعه، برای خودش رنگین کمانی است و عمود خیمه این نمایش ماجرای کربلاست در غوغای عاشورا.
این طور است که میبینی خرد جمعی شیعیان، خودجوش از فرصت مرگ صدام و بعث بهره میبرد و به یک باره کربلا را صحنه بزرگترین نمایش مذهبی دنیا میکند و جمعیت حاضر در کربلا در دو-سه اربعین این سالهای اخیر حتی از جمعیت حج گزارانِ حج تمتع بیشتر بوده است تاجایی که در اخبار میخوانیم.
برایم ماجرای ساخت فیلمت را گفتی؛ دیدم ماجرا "توفیقی" بوده است، بختیاریات بوده است که این جوان محمودآبادی را روی اینترنت پیداکنی و بروی و عشق مردم شهر کوچک محمود آباد را به حضرت سیدالشهدا علیه السلام تصویر کنی و نشان بدهی که وقتی نمایش درست کار کند؛ حتی هندوان هم در نمایش حضور فعال و نه حضورِ همچون تماشاچی خواهند داشت.
هندوستان از کشورهای اسلامی نیست ولی جمعیت مسلمان آن نزدیک به سه برابر جمعیت ماست و جمعیت شیعیانش هم تقریباً با ما برابر است و گفته میشود که پس از ما دومین جمعیت بزرگ شیعه در آن زندگی میکند. اگر رسانه ملی (!!) ما دست اهلش بود؛ و اگر بهجای شعار دادنهای مفت، کارشناسان دلسوز کاربلد در مصدر تصمیمگیری بودند؛ چنین ظرفیتی را نادیده نمیگرفتند. (چنانکه بهجز جمعیت شیعی هند جمعیت بسیار مؤثر پارسیان هند هم آنجا با ما قرابت بسیار دارند و البته گویا خودبرتربینی افراطی در آنها دیده میشود.)
بههرحال این بار نخستی بود که من مستندی درباره شیعیان هند میدیدم که خوشبختانه درست به هدف خورده بود و همان چیزی را نشان داد که باید میداد: عشق به سیدالشهدا امام حسین علیهالسلام.
فیلمت را که میدیدم؛ مرتب به یاد این سخن پیامبر میافتادم که: إنَّ لِقَتْلِ الْحُسَینِ حَرَارَةٌ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ لَنْ تَبْرُدَ أَبَداً. و مؤمنان در همه جای عالم پراکندهاند و چهبسا ایمانداران مسلمان هم نباشند.
خدای مهربان توفیقت را بارها تکرار کند. برای خودت و برای همه ما.
آیین عزاداری برای سیدالشهدا و یارانشان در قلعه محمودآباد هند
تهیهکننده و کارگردان و پژوهشگر و نویسنده و تدوینگر و گوینده متن: معین کریمالدینی
تصویربردار: سامان لطفیان عزیز که خودش بعدازاین کار رفت به تبت و مستندی دیگر ساخت که منتظرش هستیم و دیپلم افتخار جشنواره فجر را هم برای همین مستند از دست استادمان دکتر ضابطی جهرمی گرفت. دستش درد نکند.
تهیهشده در الکوثر
1390