اسپاخو (Espakhoo)

کلیسای اسپاخو از بناهای کمتر شناخته شده ساسانی در ایران و تنها نمونه آنها در شرق ایران است.

اگر از گلستان به سوی بجنورد مرکز خراسان شمالی بروید در سمت چپ جاده به دنبال فرعی روستای اسپاخو باشید. 65 کیلومتری آشخانه و 115 کیلومتری بجنورد. پس اگر از بجنورد به سوی گلستان حرکت میکنید درجاده ای که دو سوی آن را مزارع گوناگون در فصل کشاورزی پوشانده اند و شما را به شدت برای عکاسی ترغیب میکنند ؛ درسمت راست به دنبال جاده اسپاخو باشید.

اسپاخو آشکارا از واژگان منتسب به اسب است. همانطور که اصفهان واسفراین و اسفه و مانند آن که کم شمار هم نیستند. ظاهرا اسپاخو یعنی محل پرورش اسب.

برخی این کلیسا را آتشکده پنداشته اند.

به هر حال این بنای کوچک که حدود 280 متر مربع زیربنا دارد نمونه ای بسیار دوست داشتنی از معماری دوره ساسانی است و با همه کوچکی اش ایوان دارد و طاقی زیبا بر آن کشیده شده است و گنبد خانه ای دارد که میتوانید روش تبدیل چهار ضلعی به هشت ضلعی تا دایره را به راحتی ببینید. 

تماشای این کلیسای کوچک متروک را در سفر به خراسان شمالی و یا جنگلهای گلستان از دست ندهید.

این هم گزارشی کوتاه از کلیسای اسپاخو برای پرس تی وی که در بهار 88 ضبط کردیم.

تصویربردار: سامان لطفیان

تدوینگر: نویدمیرزایی

آهنگساز: هومن همامی

با اجرای راضیه بابا گل زاده

بازار بزرگ تبریز (Great Bazar of Tabriz)

بازار تبریز در میانه تابستان ۸۹ در یونسکو به عنوان میراث جهانی به ثبت رسید. کارشناسان فهیم و دلسوز میراث فرهنگی آذربایجان شرقی پیش از این توانسته بودند کلیساهای منطقه شمال غرب کشور را نیز به ثبت جهانی برسانند. در پاییز ۸۷ که ما در تبریز بودیم آنها در تب و تاب امور ثبت جهانی بازار تبریز بودند. این اثر به عنوان بلند ترین سازه به هم پیوسته دنیا ثبت شده است که طبیعتا آنها که بازار اصفهان را دیده اند از این مسئله شگفت زده میشوند.

در غربی ترین جای بازار مسجد جامع از دوران سلجوقی هست که ابن بطوطه هم آن را گزارش کرده است. محراب آن را مرمت کرده بودند و البته هنوز آب ملات آن خشک نشده ترک برداشته بود.

این گزارش و به ویژه گزارشی که از کلیسای سنت استپانوس و قره کلیسا ساختیم؛ مدیون لطف مهندس اکبر تقی زاده اصل مدیر ثبت جهانی بازار تبریز و ریاست پیشین میراث فرهنگی آذربایجان شرقی است. ایشان در زمان ریاستش کلیساهای شمال غربی ایران را نیز به ثبت جهانی رسانده بود.

وفا برای صداگذاری این گزارش سلیقه به خرج داد.

تصویربردار: سامان لطفیان

تدوینگر: وفا راطبی

آهنگساز: هومن همامی

با اجرای لیلی محمدی سیچانی

چگونه با بازیگوشی زحمات خود را درمستند سازی از بین ببریم؟ (درباره عکاسخانه به کارگردانی مصطفی شیری)

کتابهای زیادی درباره موفقیت نوشته شده است و بسیاری از آنها در بازار کتاب ایران خرید و فروش میشوند. کافیست پنج تا از این کتابها را بخوانید و مرور کنید تا در ششمین کتاب متوجه شوید همه راه های موفقیت درهمه این کتابها به تمرکز ختم میشوند. بدون تمرکز نمیتوان کامیاب بود.

در مستند سازی هم این اصل طلایی درست است و بدون تمرکز بر موضوع نمیتوان کاری ساخت که بیننده را راضی کرد و بر او تاثیر گذاشت.

عکاسخانه مصطفی شیری نمونه ای از این گونه مستندهاست.


ادامه نوشته

اپن فست فود ( Open Fast Food)

این گزارش را بهار 88 در اهواز ساختیم.

لشگر آباد یا به قول شهرداری اهواز کوی علوی محله عجیبی است.

همان طور که دیده میشود؛ سرتاسر خیابان درپیاده روها فلافل میپزند و میفروشند و جو به شدت مردانه ای به آن راسته حاکم است به طوری که در زمان تصویربرداری همه حواسمان را جمع مجریمان کردیم و قرار بود برادرش کنار او باشد تا مشکلی پیش نیاید. الحق که فلافل بسیار خوشمزه ای میتوان در اهواز و در این محله خورد.اصل ماجرا در این راسته شبانه است.

خوراکی های محلی یکی از مهمترین و از پربسامدترین بخشهای مستندهای جهانگردیست؛ کافیست یک دوره 12 ساعته مثلا بنشینید پای تراول چنل تا ببینید چقدر دور و بر خوراکی فروشی ها میپلکند. 

عربهای ایرانی به ما اعتماد نکردند و اجازه تصویربرداری به ما ندادند و فلافل فروشی اصلی این گزارش را عربهای عراقی اداره میکردند. روز انتخابات ریاست جمهوری عراق بود و یکی از آنها انگشت جوهریش را نشان داد و گفت امروز صبح رفتیم عراق و رای دادیم و برگشتیم.

بفرمایید فلافل.

تصویربردار: سامان لطفیان

تدوین: نوید میرزایی

موسیقی: هومن همامی

با اجرای راضیه باباگل زاده

در همسایگی تخت جمشید: درباره مستند رویای زندگی به کارگردانی محمد خلیل زاده

دردیماه 1385 چند دانش آموز روستای درودزن مرودشت از توابع استان فارس, به دور علاالدینی جمع شده بودند تا گرم شوند. علاالدین باعث آتش سوزی میشود. دانش آموزان به مسئولان مدرسه خبر میدهند. آنها تا آنجا ماجرا را شوخی میگیرند که شش دختر و دو پسر دانش آموز به طور جدی آسیب میبینند و تا کنون که بیشتر از چهار سال از ماجرا رد شده است هیچ کدام نتوانسته اند به زندگی عادی خود برگردند و چه بسا برخی از آنها تا پایان عمر دست به گریبان مشکل خود باشند. چند نفر آنها فقط صورتشان سوخته و از زیبایی و طبیعت نخستین آن به دور شده است و چند نفرشان به جز سوختگی صورت؛ انگشتانشان ذوب شده است. عکسهای آنها را در اینجا میتوانید ببینید.

در اینجا هم گزارش کامران نجف زاده را که خرداد 1390 پخش شد ببینید؛ هنوز هم در بر همان پاشنه میچرخد.


ادامه نوشته

بریان اصفهان (Isfahan Traditional Barbrcue, Beryan)

از شما دعوت میشود که این لینک خوشمزه راتناول فرمایید:

تصویربردار: سامان لطفیان

تدوینگر: شایسته هالی

آهنگساز: هومن همامی

بااجرای فرانه بهرامی

بریانی حاج محمود در بازار اصفهان و نزدیک میدان عتیق و حمام معروف شیخ بهایی است و پذیرای نامداران بسیاری بوده است به ویژه زنده یاد استاد رضا ارحام صدر که در یکی از برنامه هایشان خطاب به یکی از گارسونها میگویند : این دوغد شوریش ازنمکشس آ شلیش از آبشس بوگو بیبینم چه جوری سفیدش کردی؟

in dooghed, shoorish ez namekeshes a sholish ez abeshes, boogoo che joori sifidesh kardey

کسی که در برنامه مشغول گرفتن پول است؛ نوه حاج محمود است. خودحاج محمود مشروطه طلب و اهل فرهنگ هم بوده است.


کندوان (Kandovan)

این گزارش روستای یکه کندوان را سامان لطفیان تصویربرداری کرد و شایسته هالی تدوین کرد و موسیقی آن را هومن همامی ساخت و مجری آن هم لیلی محمدی سیچانی است که ایرانی- انگلیسی و به طور دقیق تر اصفهانی- لندنی هست و زبان فارسی را در موسسه دهخدا یادگرفته بود.
تاریخ تصویربرداری پاییز 87 است و جای همه رفقا خالی.
به جز آنچه میبینید؛ کندوان یک آب معدنی با خواص درمانی مناسب کلیه هم دارد.
مهندس اسکویی مدیر هتل لاله کندوان هم خیلی به ما لطف کردند.
اگر به تبریز رفتید؛ با فقط 62 کیلومتر رانندگی, کندوان را ازدست ندهید؛ از اونجا هم بروید بناب و کباب اصیل بخورید و از آنجا هم به مراغه بروید که به زودی گزارشهای  آنجا را هم همین جا میبینید.

کندوان را باید زودتر ببینید وگرنه ممکن است با ساخت و سازهای مخرب بی تدبیر دیگر ,کران ها (همان صخره های کله قندی که در انها خانه ها را کنده اند) پشت خانه های زشت تازه ساز پنهان شوند.

برای تصویربرداری این گزارش صبح از تبریز حرکت کردیم و شب بود که از کندوان بیرون آمدیم.

یک هزاره غربت (درباره سیوا به کارگردانی مهدی منیری) (Siva by Mehdi Moniri)

"مهدی منیری" را دوستداران سینمای مستند با "تینار" میشناسند که نخستنین مستند بلند او بود و حضور چشمگیر جهانی داشت و در ایران نیز بسیار ستایش شد و "پرویز دوایی" نویسنده و منتقد دوست داشتنی سینمای ایران را بعد از سالها ترغیب کرد؛ که برای آن یاداشتی بنویسد.

تینار حکایت تنهایی و دلتنگی پسرکی گالش درجنگلهای مازندران بود. تینار یعنی تنها. منیری حالا "سیوا" را ساخته است. سیوا همان سواست؛ یعنی جدا. اما این بار جدا شدگی و تنهایی معطوف به یک فرد نیست؛ بلکه گرفتاری یک قوم است.


ادامه نوشته