"آبی کم‌رنگ" اثر آرش لاهوتی چندمین اثری است که در آسایشگاه بیماران اعصاب و روان ایران ساخته شده است. این مستند در آسایشگاه جانبازان جنگ ایران و عراق می‌گذرد و درباره احوالات چهار نفر از ساکنان (محبوسان؟) آنجاست؟ در بین دو پرانتز صبح زود تا آخر شب آسایشگاه.

آبی کم‌رنگ نمونه خوبی برای آموزش سامان‌بخشی به یک موضوع و نه یک ایده است. وقتی موضوعی را سفارش می‌دهند یا خودت می‌خواهی آن را بسازی و به آن حمله می‌کنی و می‌خواهی آن را سروشکل بدهی. مثل وقتی‌که مقداری خمیر یا گل و حتی قبل از آن مقداری خاک داری که می‌خواهی آن را حجم بدهی و بسازیش. خب نخست باید خاک را غربال کرد و بعد خاک نرم را خیس کرد و ورز داد و خمیر کرد و بعد سروشکلی برایش درآورد.

معلوم است که پژوهشگر مستند که کارگردان است رفته و چهار جانباز اعصاب و روان را انتخاب کرده است و پای حرفشان نشسته است و در این مدت خوب توی آسایشگاه مانده است و خط قصه را معلوم کرده است و الخ.

انصافاً هم بد درنیامده است. چهار جانباز که هرکدام به درجه‌ای از شدت و حدت دچار آسیب‌های جدی شده‌اند با روابط خانوادگی که مثل هم نیست و این خیلی خوب است که تنوع دارد دارند میان بقیه بیماران زندگی (واقعاً زندگی؟) می‌کنند و بقیه حضورشان البته در حد آکسسوار است و معلوم نیست که واقعاً بشود از زندگی آن‌ها هم مستندی مثل آبی کم‌رنگ ساخت که بشود 74 دقیقه آن را پر کرد.

خب این زندگی که ظاهراً تکرار مکررات است بدیهی است که برای بیماران که خود را زندانی آسایشگاه می‌دانند ملال‌آور است ولی برای مستندساز که می‌خواهد اطلاعات فیلمش را سامان ببخشد حداقل‌هایی از تنوع و متریال را فراهم می‌کند. نقاشی کشیدن با آبی کم‌رنگ روی بوم، ورزش کردن، خاطره گفتن، تلویزیون دیدن و دارو گرفتن و سهمیه سیگار و جلسات مشاوره با پزشکان و نهایتاً مرخصی رفتن و از مرخصی برگشتن. همین‌ها دیگر.

دخالت مستندساز در اثرش ظاهراً ناچیز است. به‌جز جایی که در گفت‌وگویی یکی از شخصیت‌های محوری به دیگری می‌گوید فکر می‌کردی گردش چرخ جوری بشود که ما را به دیوانه‌خانه بیاورند؟ بقیه نماها طبیعی و واقعی می‌نماید.

می‌ماند این‌که اگر مستندساز بخواهد در مستندی چنین تلخ و گزنده از جنگ سخنی بگنجاند مبنی بر این‌که آسیب‌دیده‌ترین افراد جنگ بازهم حاضرند و می‌خواهند برای دفاع از میهنشان در صورت وقوع تجاوزی دیگر در نبرد حاضر باشند باید تمهیدی بیندیشد که مخاطب حس تحمیل بر اثر و حس " خب اگر نبود اجازه پخش نمی‌دادند" نکند.

به‌طورکلی "آبی کم‌رنگ" مستندی کم‌غلط است که مأموریت خودش را اگر معرفی گذران عمر آسیب‌دیدگان اعصاب و روان جنگ ایران و عراق باشد به‌درستی انجام می‌دهد جوری که در فصل واپسین وقتی‌که آسایشگاه خاموش و جانبازان به‌خواب‌رفته‌اش را می‌بینی سخت است که دلت نفشرد و حتی چشمانت تر نشود. ااین مستندی درباره یک موضوع است که ایده مشخص و برجسته‌ای را البته فریاد نمی‌زند.

پژوهشگر و تدوین‌گر و کارگردان و تهیه‌کننده: آرش لاهوتی (1360/ تهران/ کارشناسی فیلم‌سازی با گرایش تدوین)
تصویربردار: صادق سوری
صدابردار: هادی ساعد محکم و علی علوی
صداگذار: مهرشاد ملکوتی
آهنگساز: افشین عزیزی
عکاس: صادق سوری
تهیه‌شده در شبکه مستند سیما

فیلم‌شناسی: مستندهای 2/47، راننده و روباه، پهلوان و خرقه